نواسخ در قرآن مجید
برای مشاهده مطالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .
برای مشاهده مطالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .
مقدمه:
آنچه می خوانید تاریخ ادبیات مهجر است. سخن از شاعران و نویسندگانی که به دلایل متعدد تصمیم به هجرت از سرزمینشان گرفتند. بعضی به ایالات متحده آمریکا (مهجر شمالی) و بعضی دیگر به برزیل (مهجر جنوبی) رفتند و در آنجا به شعر و ادب پرداختند و به ادبیات عرب خدمتی بزرگ کردند. در این زمینه جبران خلیل جبران معروف است.
نظر بر اهمیت این بخش از تاریخ ادبیات بر آن شدم که پیرامون آن مطالبی را ترجمه کنم.
برای دیدن ادامه مقاله به ادامه مطلب بروید
باسمه تعالی
بررسی تطبیقی « طلاسم» ایلیا ابو ماضی با رباعیات خیام
چکیده :
نگارنده در این نوشتار تلاش نموده است تا با معرفی « ایلیا ابو ماضی » شاعر معاصر عرب ، شمه ای هر چند مختصر از زندگی او را بیان نموده و نحوه تفکرش در یکی از اشعار او بنام : طلاسم را بررسی نماید. در این میان سعی شده زندگی و گزیده شعر خیام مختصراً بیان ، سپس با همدیگر مقایسه شوند ، چرا که قسمتی از رباعیات وی در زمینه تشاؤم به حیات ، تقریباً با مضامین طلاسم سنخیت دارد.
واژه های کلیدی : تشاؤم ، حیات ، مرگ، زندگی، بعث
مقدمه :
ایلیا ابو ماضی شاعری است که در قصائدش مسائل اجتماعی را مورد بحث قرار داده. در میان آثار او اشعاری بنام « طلاسم » دیده می شود. شاعر در این گونه اشعارش به اسرار وجودی انسان و چگونگی آفرینش او اشاره می کند و علت آفریده شدن و مردن را زیر سئوال برده ، که می توان بوی بد بینی و کفر را حتی از اشعارش استشمام نمود . او با نگاهی دقیق و بیانی سوال برانگیز ، افکار و عقاید خود را بیان نموده ، سپس در قالب جمله « من نمی دانم » خودش را تبرئه می کند.
تلاش من در این نوشتار بر اینست که اولاً : اشعار او را ترجمه نموده ثانیاً در مقابل هر پاره ، شعری از خیام « البته رباعیات منسوب به وی » که دیدی بدبینانه به هستی و مرگ و زندگی بعد از آن دارد ، ذکر نمایم . در پایان ، بگونه ای بر اساس آیات و روایات اسلامی نتیجه گیری نموده ، که آمدن و رفتن بی حکمت نبوده و نیست .
برای خواندن ادامه مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید